عبد الحسين نوايى

77

دولتهاى ايران از آغاز مشروطيت تا اولتيماتم ( فارسى )

پس از رسيدن سپاهيان ماكو به نزديك شهر ، شجاع نظام مرندى از دامنهء كوه سرخاب گذشته و با غزو خان فرمانده سپاه ملاقات كرد و با يكديگر نقشهء محو آزادىخواهان را كشيدند . مجاهدين هم كه انتظار حملهء آنها را داشتند سنگرها را محكم كرده و آمادهء دفاع شدند . جنگ خونين تبريز روز جمعه 14 شعبان 1326 هنوز يك ساعت از برآمدن آفتاب نگذشته بود كه ناگهان توپ‌ها غريدن آغاز كرد و كردان شكاك و جلالى به شهر حمله‌ور گرديدند و سواران و سربازان مرند و قره‌داغ و شاهسون و ديگر سپاهيان كه در محلات شمالى مسكن داشتند نيز در داخل شهر آغاز حمله كردند و جمعى از آن‌ها با عده‌اى نقب‌زن به طرف محلهء اميرخيز روى آوردند و ديوار خانه‌ها را شكافته كوشش‌ها كردند كه خود را به سنگرهاى ستار خان برسانند و آن مرد دلير را كه ستون و پايهء همهء اين مقاومت‌ها شمرده مىشد از پا درآورند . بسيارى از مردم ، حتى بعضى از مجاهدين آن روز تصوّر مىكردند كه اين روز آخرين روز پايدارى و مقاومت آنان است و با شهرتى كه سپاهيان ماكو در جلادت و خون‌ريزى داشتند كار مجاهدين را خاتمه‌يافته مىدانستند . حتى برخى از مردم زبان بدگوئى و ناسزا به آزاديخواهان كه باعث اين جنگ و خون‌ريزى شده بودند گشودند . ولى دليرى و مردانگى اعجازآميز مجاهدين مخصوصا ستار خان همهء اين نقشه‌ها را باطل و نقش‌برآب كرد . هنوز ظهر نشده بود كه مجاهدين موفق شدند كه سپاهيان ماكو را مجبور به گريختن نمايند و تا غروب آفتاب سايرين را نيز عقب نشاندند . چون اين فيروزى مصادف با شب 15 شعبان و عيد تولد حضرت صاحب الامر